پایگاه اطلاع رسانی سعید رضائی

دبیر زبان و ادبیات فارسی ناحیه 2

پایگاه اطلاع رسانی سعید رضائی

دبیر زبان و ادبیات فارسی ناحیه 2

پایگاه اطلاع رسانی سعید رضائی
اینجانب سعیدرضائی دبیر زبان و ادبیات فارسی ناحیه دو این وب سایت را طراحی نموده ام .
هدفم از ایجاد این وب سایت، به اشتراک گذاشتن دانسته هایم با شما عزیزان است .
در حال حاضر طرح یک آیه ‌‌ُ،یک شعر در حال اجراست.در طرح (تطابق آیات با ابیات )به یاری سبز شما نیازمندیم ...
گاهی اوقات هم در مورد مسائل روز ، یادداشت هایی مینویسم که در وب سایت منتشر میکنم .
مطالب مربوط به زبان و ادبیات فارسی و همچنین توضیحاتی که لازم بدانم را قرار می دهم . این مطالب بیشتر برداشت های خودم و دست نویسه های خودم می باشد لذا از کلیه کسانی که مطالب اینجانب را می خوانند خواستارم در صورت وجود عیب و ایراد در محتوا ،گزارش دهند.
نویسندگان
پیوندها
آخرین نظرات
  • ۱۲ فروردين ۹۷، ۱۳:۰۱ - هیولای جهنمی
    قشنگ بود

۳ مطلب در بهمن ۱۳۹۶ ثبت شده است

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۶ ، ۰۱:۰۵
سعیدرضائی

سلام 


با هنر نمایی اقای مهدویان در شبکه سه، افرادی نیز پیدا شده اند که با دامن زدن به این مباحث ، ابیاتی را به کار می برند تا ثابت کنند فردوسی در شاهنامه زنان را تحقیر کرده است ‌. 


 جایگاه والای زن در شاهنامه فردوسی غیر قابل انکار است‌.

چندین زن معروف در شاهنامه به نقش آفرینی پرداخته‌اند که از آن جمله اند :

آرزو، آزاده، آزرمی‌دخت، ارنواز، اسپنوی، بانوی گازر، بانوی گردوی، بانوی مهبود، پور اندخت، تهمینه


جای دریغ است که بسیاری از ما ایرانیان، نمونه ی درخشانی همچون شاهنامه را ژرف نمی کاویم و در رویکرد به متن ِ آن، هر چاپی را که به دستمان بیفتد، ساده نگرانه و زودباورانه، رونوشت بی کم و کاستی از دست نوشتِ شاعر می انگاریم و هر یاوه و هذیانی را که رونویسان این اثر بزرگ در درازنای ِسده های پشت سر بر آن افزوده باشند، به سراینده نسبت می دهیم و بر پایه ی آن ها بر کرسی  داوری می نشینیم و بانگ برمی آوریم که فردوسی چُنین گفت و چُنان سرود !

آنچه که عیان است این است که هرگونه بحث و داوری درباره ی درونمایه و داده های شاهنامه در هر زمینه ای و از جمله زمینه ی پایگاه زن، تنها با استناد به ویراسته ترین متن نشریافته ی این حماسه، می تواند اعتباری نسبی داشته باشد.


 ساختار متن شاهنامه ی فردوسی از قرن نوزدهم میلادی تا کنون، موضوع پژوهش و شناخت شمار زیادی از دانشوران غربی و ایرانی بوده و ویرایش های گوناگونی از آن در بمبئی، کلکته، پاریس، مسکو، تهران و نیویورک چاپ و پخش شده. اعتبار هریک از این ویرایش ها را می توان با شمار افزون تر و کهن بودگی  هرچه بیشتر ِدست نوشت های پشتوانه ی آن از یک سو و میزان شایستگی  دانشی و پژوهشی  ویراستار یا ویراستاران ِ آن از سوی ِدیگر، ارزیابید و به گونه ای باز هم نسبی و احتیاط آمیز پذیرفت.


پس در کار ِشاهنامه خوانی و شاهنامه پژوهی و کاوش در هزارتوهای آن - به گفته ی سهراب سپهری - «چشم ها را باید شست / طور ِدیگر باید دید !» هنگام آن رسیده است که همه ی ساده انگاری ها و برون نگری های هزاره ی پشت سر را در رویکردِ به شاهنامه، کنار بگذاریم و با چشمانی ژرف کاو و  به سخن ِنیما - «بینایی ی ِ فوق ِ بینایی ها»، از لایه ی بیرونی و پدیدار ِآن بگذریم و ژرفْ ساختِ آن را با همه ی بُعدهای ناشناخته اش بنگریم. 


در گفتگویی که بین گردیه( خواهر بهرام چوبین) و بهرام چوبین صورت می پذیرد گردیه با صفاتی چنین توسط فردوسی حکیم توصیف می شود:


همی گفت هر کس که این پاک زن

چه نیکو سخن گفت بر انجمن


تو گفتی که گفتارش از دفترست

ز دانش بجا، سب او برتر است


در داستان بهمن، در توصیف همای(دختر بهمن) چنین آمده است:


یکی دخترش بود نامش همای


هنرمند و با دانش و پاکرای


همی خواندندی ورا چهرزاد


ز گیتی به دیدار او بود شاد


سخن بنده این است اگر ابیات الحاقی را بیان می کنیم ، بیاییم این ابیات هم بگویم و در حق فردوسی حکیم ‌، انصاف را رعایت کنیم 

بی تردید پیرامون جایگاه زن در شاهنامه فردوسی، گفتنی بسیار است و در این گفتار و مبحث میدان سخن باز و وسعت تحقیق گشاده است.


با احترام

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۶ ، ۱۸:۵۹
سعیدرضائی

سلام امروز قصدم این هست که بگم خداوند به من و شما میگه  من در قلب های شکسته جای دارم.‌!

دو کس کُشتی ای میگیرند یا نبردی میکنند
از آن دو کس، هر که مغلوب و شکسته شد، حق با اوست! نه با آن غالب!
زیرا که فرمود : انا عند القلوب المنکسره ( من نزد قلب های شکسته هستم )!



همه ما قبول داریم که مسافریم و روزی از این دنیا خواهیم رفت. هر مسافر باید از یه مسیری حرکت کنه تا به مقصد برسه. مقصد ما مسافر ها کجاست؟ کاملا واضحه. انا لله و انا الیه راجعون. ما قراره به سمت خدا بازگردیم. او ما رو خلق کرده و تنها او ما رو میپذیره. ما باید دوباره در خدا حل بشیم. 

منتها تا ناخالصی در وجودمون هست، نمیتونیم! باید این ناخالصی ها رو پاک کنیم. در دنیا، در سکرات موت، در عالم قبر، در عالم برزخ، در عالم قیامت. همه این مراحل برای پاک شدن ماست. برای خالص شدن ما! وقتی پاک شدیم، اون وقت میتونیم در خدا حل بشیم و با خدا یکی بشیم.

خب حالا که مقصد مشخصه، هر مسافر عاقلی، راهی رو انتخاب میکنه که نزدیکتر باشه. خود قرآن راه های زیادی رو نام برده و ما باید کوتاه ترین راه رو انتخاب کنیم. البته باید به یاد داشته باشیم که نزدیکترین راه، قطعا آسان ترین راه هم نیست! بلکه سخت ترین راهه! 

وقتی خدای مهربان عده ای رو به عنوان مقربان خودش معرفی میکنه، باید بدونیم اخلاق اونها، رفتار اونها میتونه سبب تقرب ما به خدا و در نهایت رسیدنمون به خدا باشه. 

از گفتار معصومین راه تقرب به خدا به دو قسمت تقسیم شده. یکی راهی به سمت بالا و دیگری راهی به سمت پایینه! اگر خدای سبحان جهتی می داشت، در عرش بود و در فرش نبود، در افلاک بود و در خاک نبود، انسان فکر می کرد که نزدیک ترین راه همون بالا رفتنه! خیلی باید علم داشته باشن، خیلی کمال داشته باشن، خیلی ولایت داشته باشن، خیلی اخلاص داشته باشن تا بالا برن و به خدا نزدیک بشن. اگر تنها راه نزدیکی به خدا همون راه بالا بود، باید اون راه بالا را شناسائی کرد و پیمود؛ منتها خدا جهتی نداره! در همه جهت ها و مکان هاست. خدا هم در عرش هست و هم در فرش! 

تنها راه قُرب اِلَی الله و مشاهده خدا این نیست که انسان عالم ترین، عاقل ترین، کامل ترین، عابد ترین انسانها باشه! اگر اون راه رو طی کرد، خُب خیلی از کمالات نصیبش میشه؛ اون البته اَقرَبُ الطُرُقه؛ ولی یک راه پائین هم داره! یه راه برجسته، یه راه فروتنی! اون راه برجسته نصیب هر کسی نمیشه. انبیاء هستن، اولیاء هستن، معصومان هستن، مرسلین هستن؛ اینها اون راه برجسته را طی میکنن؛ امّا راه پائین راه تواضعه و دل شکستگی و فروتنی و ...

پس کلا دو راه هست! یا انسان به سمت خدا تقرب پیدا میکنه، یا خدا به سمت انسان! یا انسان میهمان خدا میشه یا میزبان او! اهمیت میزبانی از میهمان بودن کمتر نیست! اگر کسی دلش شکست و از همه جا ناامید شد، اون میتونه یه پناهگاهی رو شناسائی کنه و خودشو توش جا بده! 

اگر کسی دل شکسته داشت، این رو بدونه که میتونه میزبانی خدا رو به عهده بگیره! اگر دلشکسته شدی، بدون که برای میزبانی خدا انتخاب شدی. ما که توان راه بالا پیمودن رو نداریم! پس نزدیک ترین راه برای ما همون "قلب شکسته" ست که نصیب خیلی ها میشه. قدرش رو بدون اگه دلی شکسته داری. دلت رو با یاد خدا آروم کن!

اینکه میگن [اَمَّنْ یجِیبُ الْمُضْطَرَّ اِذَا دَعَاهُ وَ یکْشِفُ السُّوء] نه یعنی وقتی مضطر شدی، اَمَّن یُجیبُ بخون! ما هر وقت مشکلی داریم، أمَّن یُجیبُ می خونیم. معنای آیه که این نیست! معنای آیه اینه که وقتی مضطر شدی، بگو: [یا اَلله]، جواب می گیری. برای اینکه مضطر رو فقط اون جواب میده! کسی که همه راهها به روش بسته شد، اون جوابشو میده! چون آدم وقتی مضطر شد، موحّد خوبی هم میشه. چون براش ثابت میشه که از هیچ کسی کاری ساخته نیست!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۶ ، ۱۷:۳۷
سعیدرضائی